زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
 

جنس بعید





جنس‌بعید یکی از اصطلاحات به‌کار رفته در علم منطق بوده و به معنای جنسِ دارای فاصله با نوعش در سلسله اجناس است.


۱ - جنس نسبت به نوعش



جنس به لحاظ قرب و بُعد نسبت به نوعش دو گونه است:

۱.۱ - جنس‌قریب


جنس نسبت به نوع در صورتی قریب است که اگر آن نوع با هریک از انواع مشارک ضمیمه شود و از ماهیت آنها پرسیده شود، همان جنس در جواب بیاید؛ مثلاً حیوان، جنس انسان است و انسان در این جنس، انواعِ مشارکی دارد (یعنی انواعی که در حیوانیت با او شریک هستند؛ مثل: گاو، شتر و شیر). اکنون اگر هر یک از این انواع را با انسان ضمیمه کنیم و بپرسیم چیستند، جواب حیوان است؛ پس حیوان، جنس‌قریب انسان است.
جنس‌قریب در سلسله اجناس بلافاصله بالاتر از نوع قرار دارد و مستقیماً به نوع تقسیم می‌شود؛ برای مثال در سلسله اجناس انسان که عبارت است از: «حیوان، جسم نامی، جسم و جوهر» جنس‌قریب، عبارت است از: حیوان.
[۳] فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال ‌المیزان، ص۲۶-۲۷.


۱.۲ - جنس‌بعید


جنس نسبت به نوع در صورتی بعید محسوب می‌شود که چون آن نوع را با هر یک از انواع مشارک ضمیمه کنیم و بپرسیم چیستند، همیشه در جواب نیاید؛ مثلاً جسم برای انسان، جنس است و انسان در این جنس، انواع مشارکی دارد؛ مانند: شتر، اسب، درخت و سنگ که همه، انواع جسم‌اند. حال اگر بپرسیم «انسان و سنگ چیستند؟»، جواب جسم است، اما چون بپرسیم «انسان و شتر چیستند؟ » جواب، حیوان است، نه جسم.
بنابراین جنس‌بعید، جنسی است که بین آن و بین نوعش، جنس دیگری واسطه شود؛ مانند جسم نسبت به انسان، و جنس‌قریب، جنسی است که بلافاصله بعد از نوعش قرار دارد. منظور از بعید در اینجا «غیرقریب» است، از این رو در سلسله اجناس انسان که عبارت است از: حیوان، جسم نامی، جسم و جوهر، غیر از حیوان که جنس‌قریب است بقیه اجناس «جنس‌بعید» محسوب می‌شود.
[۵] تفتازانی، عبدالله بن شهاب‌الدين، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۳۶.
[۶] جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق، ص۱۷۸.


۲ - جنس‌بعید به‌حسب بعد



برای جنس‌بعید به لحاظ مقدار و مرتبه دور بودنش از جنس‌قریب، اقسامی تصویر شده است؛ برای مثال در سلسله اجناس انسان، جسم بعید به سه قسم تقسیم شده است:
[۸] مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۹۴.


۲.۱ - جسم‌بعید به یک مرتبه


جنسی است که در سلسله اجناس، یک واسطه با نوعش دارد؛ مثل جسم نامی که یک مرتبه بالاتر از حیوان قرار دارد و اگر پرسیده شود ماهیت انسان، فرس و شجر چیست؟ در جواب، جسم نامی می‌آید و اگر سؤال شود: «ماهیت انسان و فرس چیست؟ » در جواب، حیوان می‌آید؛ بدین‌سان چون در جواب از ماهیت مشارکات در جسم نامی، دو جنس می‌آید (حیوان و جسم نامی) به آن «جسم بعید به یک مرتبه» اطلاق می‌شود.
[۹] شیرازی، قطب‌الدین، درة التاج (منطق)، ص۳۸.
[۱۰] خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۸۸.


۲.۲ - جسم‌بعید به دو مرتبه


جنسی است که در سلسله اجناس، دو واسطه با نوعش دارد؛ مثل جسم که دو مرتبه بالاتر از حیوان قرار دارد و اگر پرسیده شود: «ماهیت انسان، فرس، شجر و حجر چیست؟ » در جواب، جسم می‌آید و اگر پرسش شود: «ماهیت انسان، فرس و شجر چیست؟ » در جواب، جسم نامی می‌آید و اگر سؤال شود: «ماهیت انسان و فرس چیست؟ » در جواب، حیوان می‌آید.
[۱۱] ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۱، ص۴۸-۴۹.


۲.۳ - جسم‌بعید به سه مرتبه


جنسی است که در سلسله اجناس، سه واسطه با نوعش دارد؛ مثل جوهر که سه مرتبه بالاتر از حیوان قرار دارد.
[۱۲] قطب‌الدین رازی، محمد بن‌ محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۴۹.


۳ - نکته



مقسم جنس‌قریب و بعید، جنس طبیعی است، نه جنس منطقی و عقلی.
[۱۳] خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۱۰۵.
[۱۴] گرامی، محمدعلی، منطق مقارن، ص۶۳.


۴ - مستندات مقاله



در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:

• گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.
• خوانساری، محمد، منطق صوری.
• خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی.
• فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال‌ المیزان.
• ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).
• جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق.
• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
• شیرازی، قطب‌الدین، درة التاج (منطق).
• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.
• سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة.    
• قطب‌الدین رازی، محمد بن‌ محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه.
• مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه.    

۵ - پانویس


 
۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۹۰.    
۲. ↑ سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة، ص۱۵۵.    
۳. ↑ فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال ‌المیزان، ص۲۶-۲۷.
۴. ↑ مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۱۹۸.    
۵. ↑ تفتازانی، عبدالله بن شهاب‌الدين، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۳۶.
۶. ↑ جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق، ص۱۷۸.
۷. ↑ مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۱۹۸.    
۸. ↑ مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۹۴.
۹. ↑ شیرازی، قطب‌الدین، درة التاج (منطق)، ص۳۸.
۱۰. ↑ خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۸۸.
۱۱. ↑ ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۱، ص۴۸-۴۹.
۱۲. ↑ قطب‌الدین رازی، محمد بن‌ محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۴۹.
۱۳. ↑ خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۱۰۵.
۱۴. ↑ گرامی، محمدعلی، منطق مقارن، ص۶۳.


۶ - منبع



پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «جنس بعید»، تاریخ بازیابی۱۳۹۵/۱۲/۱۵.    



آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.